دکتر علی میرزامحمدی/ یادداشت روزنامه آفتاب یزد صفحه اول
"بین المللی بودن" با "نمایش بین المللی بودن" دو مقوله متفاوت هستند. "بین المللی بودن" محصول ریشه دوانیدن و اشاعه ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک کشور و به تبع آن حضور عینی و ذهنی این ساختارها در مقیاسی فراملی است که مشروعیت آن توسط نیروهای مختلف به واسطه گفتمان غالب تضمین میشود. با اینهمه با ابزار رسانهای مختلف میتوان نمایشی کاذب از بینالمللیبودن نیز به راه انداخت. نمایشی که هزینههای سنگینی به همراه دارد.
از شیوههای رایج در سیاستگذاری فرهنگی و حتی در برخی حوزههای سیاسی و مذهبی کشور ما، رصد جهانی نیروهایی است که در دیگر کشورها در بسترفرهنگی متفاوت و حتی متضاد با فرهنگ کشور ما، گزارههایی را مطرح میکنند که آنها را همسو با سیاستهای فرهنگی و سیاسی خود تلقی میکنیم. افرادی که در رگههایی از افکار آنها، نقدهایی درباره سیاستهای کشورهای غربی و یا حمایتهایی از سیاستهای کشور ما به چشم میخورد.
اینجاست که برخی مسئولین سیاسی و فرهنگی کشور، رسالتی بزرگ برای خود تعریف میکنند و آن تعامل با این افراد و معرفی آنها و حتی دعوت از آنها برای دیدار از ایران و شرکت در همایشهای بینالمللی است که اندیشههای مربوط و نامربوط آنها در این همایشهای خسته کننده به معرض نمایش گذاشته شود.
تقبل سخاوتمندانه هزینههای این نمایش به گونهای است که دانشگاهیان منزوی دیگر کشورهای جهان را میتواند تحریک کند برای مطرح شدن بیشتر در این همایشها شرکت کنند. آنها همچنین میتوانند این سفر را نوعی تور گردشگری، و طرح پژوهش دانشگاهی رایگان تلقی کنند و در کشور چهار فصل ایران در بهترین هتلها، آب و هوایی تازه کنند! آنها میتوانند تلاقی طعم نهارها و سمینارها را در ایران به خوبی تجربه کنند!
با اینهمه حضور آنها این سوال را در مخاطبان ایرانی تقویت میکندکه وقتی دگراندیشان کشورهای دیگر به راحتی
می توانند اندیشه های خود را مطرح کنند آیا این امکان برای دگراندیشان داخلی نیز فراهم می شود!؟
نمایش بین المللی بودن به شکلی دیگر در خارج از مرزها نیز دنبال می شود. ساخت موسسات فرهنگی که هزینههای میلیاردی به همراه دارد نمودی از این سیاستهای برون مرزی است. مهم نیست در این موسسات چند نفر حضور می یابند و یا اصلا" خالی هستند. مهم این است که جلوه ای از بین المللی بودن به معرض نمایش گذاشته شود.
اما آیا وقت پرسشگری درباره اهداف ، نتایج و شیوه های اجرایی سیاستهای نمایش بینالمللی بودن کشورمان فرا نرسیده است؟ اگر این سیاستها برای نمایش میزان نفوذ فرهنگی و سیاسی کشور ما در عرصه های فراملی به مخاطبان داخلی و افزایش میزان اعتماد به نفس ملی است به یقین شیوههای بهتری برای دستیابی به اینچنین اهدافی وجود دارد.
اما اگر هدف ما نشان دادن میزان نفوذ کشورمان در عرصه بین المللی به مخاطبان جهانی است بهتر است قبل از تداوم اینچنین سیاستهایی، در نتایج سیاستهای پیشین خود تامل بیشتری نماییم. به عبارت دیگر نتایج واقعی سیاستهای نمایش بین المللی بودن را با هزینه های سنگین آنها مورد ارزیابی قرار بدهیم.
برچسب:
نویسنده: بنیامین رادمنش