خرید بک لینک

روزنامه اعتماد سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵، شماره ۶۳۷۵

صفحه اول/ جامعه

خوانشی جامعه شناختی از پایان جام 2026

دکتر علی میرزامحمدی

جام جهانی 2026 فوتبال با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید. این رویداد، در سطح جامعه شناختی، متنی فشرده از مناسبات هویت، رسانه، حافظه جمعی، قدرت نمادین و نابرابری بود؛ متنی که در آن، فوتبال به عرصه ای برای بازنمایی جهان معاصر تبدیل شد. در سطح نخست، جام جهانی را می توان نوعی آیین جمعی جهانی دانست. مسابقات بزرگ ورزشی، لحظه هایی از همزمانی عاطفی می آفرینند که در آن افراد پراکنده در نقاط مختلف جهان، در تجربه ای مشترک سهیم می شوند. فینال اسپانیا و آرژانتین نیز چنین وضعیتی داشت که در آن میلیون ها نفر در یک زمان واحد درگیر هیجان، اضطراب و انتظار شدند. با این حال، این همبستگی ظاهرا فراگیر، یکنواخت نبود؛ برای اسپانیا نشانه تثبیت برتری بود، برای آرژانتین تجربه فقدان و پایان و برای دیگر جوامع، فرصتی برای بازخوانی مسائل خود از خلال یک رویداد جهانی. از منظر هویت ملی، فوتبال در جام جهانی صحنه ای برای نمایش ملت هاست. تیم ملی در اینجا، فقط یک مجموعه ورزشی نیست، بلکه صورت نمادین یک ملت است. قهرمانی اسپانیا علاوه بر ارزش فنی، تصویری از نظم، کارآمدی، نوسازی و تداوم نهادی را بازتولید کرد. در مقابل، آرژانتین با بار عاطفی سنگین چهره هایی چون مسی، بیش از آنکه نماینده اکنون پیروز باشد، حامل حافظه ای تاریخی و احساسی بود. این دوگانه میان «آینده مندی» اسپانیا و «خاطره مندی» آرژانتین، یکی از مهم ترین لایه های فرهنگی فینال بود. در این میان، مفهوم حافظه جمعی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. شکست آرژانتین صرفا شکست در یک بازی نبود، بلکه گسست در یک روایت عاطفی و تاریخی بود که بخش بزرگی از هواداران خود را با آن تعریف می کردند. اشک های مسی و واکنش های گسترده به پایان این مسیر، نشان می دهد که اسطوره های ورزشی صرفا بازیکنانی موفق نیستند؛ آنها حامل معنا، تعلق و خاطره اند. از این رو، پایان جام 2026 برای بسیاری از مخاطبان، پایان یک چرخه نمادین نیز بود.

بعد دیگر جام جهانی، رسانه است. جام جهانی امروز بدون رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی قابل فهم نیست. در گذشته، مسابقه ورزشی رخدادی بود که گزارش می شد؛ اما امروز، خود مسابقه از ابتدا در منطق رسانه ای ساخته می شود.

در فینال 2026، نتیجه فقط یکی از عناصر روایت بود؛ چهره بازیکنان، اشک ها، واکنش ها، قاب های تصویری، مراسم و حتی حذف یا برجسته سازی برخی لحظات، همگی به اندازه خود بازی معنا تولید می کردند. در اینجا می توان از مفهوم جامعه نمایشی بهره گرفت که در آن واقعیت اجتماعی از خلال تصویر فهم و مصرف می شود. از منظر اقتصاد سیاسی، جام جهانی یکی از روشن ترین جلوه های پیوند ورزش و سرمایه داری متاخر است. فینال 2026 همزمان دو تصویر متضاد را آشکار کرد: از یک سو شکوه جهانی، برندها، تبلیغات، بلیت های گرانقیمت و گردش عظیم سرمایه و از سوی دیگر، توده های گسترده تماشاگرانی که این رویداد را در بستر زندگی روزمره ای همراه با فشار اقتصادی و نابرابری دنبال می کردند.

این شکاف فقط اقتصادی نیست، بلکه شکافی در امکان مشارکت نیز هست. همه تماشاگرند، اما همه به یک شکل در تجربه جام جهانی سهیم نیستند. از سوی دیگر، فوتبال به عنوان آینه ای از تنش های درونی جوامع نیز عمل می کند. واکنش ها به وضعیت تیم ملی ایران در جام جهانی، بحث درباره جوان گرایی، مدیریت فنی، هزینه ها و پاسخگویی، نشان داد که فوتبال در ایران صرفا یک سرگرمی نیست، بلکه به میدان بیان نارضایتی های اجتماعی تبدیل شده است. افکار عمومی از خلال فوتبال درباره کارآمدی، عدالت، شفافیت و مسوولیت پذیری سخن می گوید. در این معنا، نقد فوتبال ایران بخشی از نقد مناسبات نهادی و شیوه حکمرانی است. پایان جام 2026 همچنین از منظر جامعه شناسی نسل ها معنادار است. حضور چهره های جوان در ترکیب اسپانیا و همزمان برجسته شدن پایان یک دوره برای ستارگانی چون مسی، نشان دهنده نوعی جابه جایی نسلی است؛ انتقال مشروعیت، اعتبار و تخیل آینده از نسلی به نسل دیگر. چنین لحظاتی فقط تغییر چهره ها نیستند، بلکه تغییر الگوهای امید، قهرمانی و تعلق اند. پایان جام 2026 را می توان لحظه ای دانست که جهان معاصر خود را در آینه فوتبال دید. قهرمانی اسپانیا، شکست آرژانتین، اشک ها، تصاویر و واکنش ها، همگی اجزای روایتی بودند که نشان می دهد ورزش مدرن یکی از فشرده ترین اشکال زندگی اجتماعی امروز است. از همین رو، فهم این پایان فقط با زبان فنی فوتبال ممکن نیست، بلکه نیازمند نگاهی جامعه شناختی است که بتواند در یک مسابقه، ردپای هویت، قدرت، رسانه، سرمایه، نسل و حافظه را همزمان ببیند.

برچسب: نویسنده: بنیامین رادمنش تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 14:45

صفحه بندی